تابستون در ژاپن هر جا که جشن باشه بساط بلال فروش و یخ در بهشت وپشمک فروش ,... هم اونجا برقراره فروش ماهی قرمز کوچولو هم راه و روش مخصوص به خودش رو داره که برای خریداران کوچولو خیلی جالب و هیجان انگیزه. با پرداخت ۱۰۰ تا۳۰۰ ین (حدود ۳دلار) یک توری کوچک از فروشنده دریافت میکنی تا ماهیها رو از توی تشت آب شکار کنی در نگاه اول خیلی کار ساده ای به نظر میاد ولی این تور آنقدر نازکه که به محض برخورد با آب مثل جیگر زلیخا چهل تیکه میشه چه برسه ماهی صید کنی!!!هر چند تا هم که شکار کردی مال خودت و اگه موفق هم نشدی نگران نباش آقاهه ۲ تا ماهی کوچولو به آدم جایزه میده. این کوچولو خیلی حرفه ای بوده که چند تا هم شکار کرده. شاید هم به روش ایرانی عمل کرده باشه !!!( خودتون میدونین که چی میگم )
جدیدا" ماشین روبات ماهیگیر به اسم ( Poi poi ) هم به بازار اومده که از انسان هم دقیقتر عمل میکنه وبا همین تور نازک وتشت آب در عرض ۳ دقیقه ۶ تا ۱۰ تا ماهی قرمز شکار میکنه وتحویل آدم میده!!!

+ نوشته شده در پنجشنبه 27 مرداد1384ساعت 22:21  توسط سام
|
باختیم خیلی ساده وابتدائی.تیم ملی انگار هیچ انگیزه ای برای نباختن نداشت ...خلاصه خیلی بد بازی کردیم...بعضی از بازیکنان پر مدعا خوب به موهاشون رسیده بودن ...!!اگه برد وباخت برامون مهم نبود کاش قشنگ بازی میکردیم و مردانه میباختیم...
باز خدا پدر علی دائی رو بیامرزه ۲ گرم غیرت نشون داد...به قول شمالیها انگاری بچه ها نهار ترشی تره با باقلا خورشت خورده بودن حال راه رفتن هم نداشتند!!!
+ نوشته شده در چهارشنبه 26 مرداد1384ساعت 23:50  توسط سام
|
تعطیلات تابستانی ما از امروز شروع شده واز فردا قراره در کوهستان
oktama کنار رودخانه کمپ بزنیم و چند روزی دور از هیاهوی شهر توی چادر زندگی کنیم (اگه این بارون سیل آسا اجازه بده!!!)...
دیشب هم چنان رعد و برق وبارانی از آسمان نازل شد که برق محله ما حدود ۱۵ ثانیه قطع گردید و ما هم آنقدر ذوق زده شدیم ( به خاطر قطع برق ژاپن و خاطرات قطعی برق ۳ ساعته ایران) و برای سلامتی روح آقای ادیسون صلواتی فرستادیم...
سرتاسر هفته گذشته هم از نعمت اینتر نت بی بهره بودم یعنی این کامپیوتر مثل خود من قاطی کرده بود تا امروز کل برنامه اش رو از اول بازسازی کردم و به این نتیجه رسیدم که زندگی بدون کامپیوتر اصلا" امکان پذیر نیست.
+ نوشته شده در شنبه 22 مرداد1384ساعت 23:28  توسط سام
|
+ نوشته شده در یکشنبه 9 مرداد1384ساعت 22:11  توسط سام
|
بعد از پک هفته کار کردن اخر هفته رو اپنجوری مست وپاتپل شدن هم عالمی داره ها!!!

تقرپبا"اپنجور صحنه ها رو زپاد مپشه توی اپستگاههای مترو دپد پا عدهای که توی ترن خواب موندن و آخر خط مامور قطار با زحمت زپاد اونا رو از خواب بپدار مپکنه.بپچاره ها اصلا" برای بپدار کردن دست به مسافر هم نمپزنند( فکر کنم چنپن اجازه ای نداشته باشند) بالای سرش همش صدا مپزنن آقای مسافر پاشو آخر خط رسپدپم.
چی؟ چی گفتپن ؟ من از کجا مپدونم؟ خب آخه واسه خود....


...
+ نوشته شده در چهارشنبه 5 مرداد1384ساعت 23:56  توسط سام
|
هنوز ۲ روز از راز ونپاز سامورائی با خدا

در پست قبلی نگذشته بود که زلزله ۵رپشتری مردم توکپو رو به وحشت انداخت!!!لحظه وقوع زلزله در مک دونالد در حال نوش جان ساندوپچ بودم که زمپن وزمان شروع به لرزش کرد وفورا" پاد آتشفشان کوه فوجی افتادم وتوی دلم گفتم خدا جون نوکرتم من په غلطی کردم شما چرا اپنقدر زود مسئله رو جدی گرفتی؟خواستم نماز وحشت رو هم داخل مک دونالد برپا کنم که هر چه دور وبرم رو گشتم قبله رو پپدا نکردم ... ولی جدا از شوخی جای شما خالی خپلی شدپد لرزپدپم .
+ نوشته شده در یکشنبه 2 مرداد1384ساعت 2:8  توسط سام
|